باران زیبا این روزا خیلی فرق کردی . انگار یه جورایی بزرگ شدی. انگار رشد کردی . رفتارات عوض شده . می دونی حس می کنم با یه باران دیگه هستم. حرف ها رو بهتر می فهمی . چیزها رو خیلی خوب تعریف می کنی . انگار برای خودت زندگی می کنی . انگار از صبح که پا می شی برای خودت برنامه ریزی داری که چکار بکنی و چکار نکنی . فوق العاده اجتماعی شدی . فوق العاده مهربون شدی . هوای رایان رو خیلی داری. چند باره خودت می خوابی . عاشق کتابای کتابخونه ای. اونا رو برمی داری و بعد از مطالعه سر جاش (یه جایی دور از دسترس رایان)می ذاری . خلاصه باران یه کار درست واقعی شدی . اما یه چیزی بگم و اون اینکه امروز آینه ی آینه و شمعدونمون رو شکستی و بعد گریه کردی و طبق معمول از ...