سفر به نایین
باران گلی شرمنده ! اوضاع و شرایط جوری نبوده که بشه توی این دو ماهه در مورد سفر عید چیزی بنویسم . می دونم دیگه حسش رفته ولی سعی خودمو می کنم . ما یعنی من و تو بابا و رایان بعد از مدت ها و به عبارتی برای اولین بار چهار نفری رفتیم مسافرت نایین . اینکه چرا نایین 1. به دلیل اینکه نایین نزدیک بود و با توجه به شرایط خاص ما یعنی دو تا کوچولوی ناز داشتن بهترین موقعیت رو داشت . 2. به دلیل اینکه با توجه به پیشنهاد خاله نفیسه که در این زمینه تخصص داره شهر دیدنی ای بود.ع
اول رفتیم کارگاه های عبا بافی که فوق العاده جالب بود . جایی خنک با انرژی خاص با عبا بافی خاص تر که با عشق برای بازدیدکنندگان در مورد این هنر توضیح می داد.

اینجا هم "ریگاره " یا همان آسیاب آبی . فکرش رو بکن آسیابی سی متر زیر زمین . این جا محلی است که آب عبور می کرد و به آسیاب می رسید . حدود 18 متر زیر زمین . اینجا یکی از تجربه های ناب ما چهار نفر بود . بلندی این مسیر به اندازه قد تو بود یعنی حدود یک متر و ما مسیری 12 متری رو نشسته رفتیم . تو و رایان در جایی به این تنگی چه لذتی بردید.

روبروی ما قسمت اصلی آسیاب بود . سی متر زیر زمین. این در بعد از سالها هنوز بوی آرد می داد.

موزه مردم شناسی . اینجا هم لذت بخش بود. شهر نایین یک شهر خاص بود برای من . انگار احساس سبکی می کردی . هر کجا که قدم می گذاشتی سادگی چنان فریاد بلندی می زد که وجودت از آن سیراب می شد.

اینم آقا رایان که با ما خیلی همراهی کرد و به همه خوش گذشت .

اینم بازار نایین . انرژی بخش ترین بازاری که توی همه ی عمرم رفته بودم. راز این خاص بودن شهر نایین رو نفهمیدم به هرحال امیدوارم همیشه اینگونه باشد.

بالاخره باید یه خودی نشان دهی !



سفر به نایین
